برگی از شاهنامه

خان سوم و چهارم از هفت خان رستم

خان سوم از هفت خان رستم، کشتن اژدهایی است که خود را در زمین پنهان می‌کرد.

اژدها وقتی به بیشه و خانه خود آمد و رستم و رخش را آنجا دید، شگفت‌زده شد؛ چه کسی جرات کرده است که به قلمرو او پای بگذارد.

رخش که اژدها را دید سعی کرد رستم را بیدار کند، وقتی رستم بیدار شد اژدها در زمین پنهان شد و رستم او را ندید. بار دوم هم همین اتفاق افتاد و رستم از این که رخش بیهوده او را از خواب خوش بیدار کرده، بر رخش خشم گرفت و او را تهدید کرد که اگر یک بار دیگر بیهوده او را بیدار کند، سر از تنش جدا خواهد کرد و پیاده تا مازندران خواهد رفت.

            گر این بار سازی چنین رستخیز                            پی تو ببرم به شمشیر تیز
            پیاده شوم سوی مازندران                                  کشم خشت و گوپال و گرز گران

سومین بار که اژدها ظاهر شد، رخش جرات نداشت که رستم را بیدار کند، پس در بیابان شروع به دویدن کرد؛ اما نگران رستم بود پس نزد وی بازگشت.

این بار به کمک خداوند زمین اژدها را پنهان نکرد و رستم او را دید.

              چنان ساخت روشن جهان آفرین               که پنهان نکرد اژدها را زمین

رستم به کمک رخش بر اژدها پیروز شد و سر از تن او جدا کرد. از تن بی‌جان اژدها، رود زهر و خون بر زمین جاری شد و همه جا را فرا گرفت.

             زمین شد به زیر تنش ناپدید                      یکی چشمه خون از او بردمید      
             بیابان همه زیر او دید پاک                       روان خون و زهر از بر تیره خاک

به این ترتیب رستم از خان سوم گذشت و راهی خان چهارم شد که خان جادو و بزم جادوگر زشت‌ بود.

            خور جادوان بود که رستم رسید               از آواز او زود شد ناپدید

تهمتن سر سفره نشست، شروع به خوردن و نوشیدن و آواز خواندن کرد. جادوگر وقتی صدای آواز رستم را شنید خود را به شکل زن جوانی آراست و نزد رستم رفت.

                 ندانست کو جادوی ریمن است                 نهاده به رنگ اندر آهِرمن است

رستم با دیدن این همه خوبی و زیبایی شروع به ستایش خداوند کرد. وقتی نام یزدان بر زبان رستم جاری شد، چهره جادوگر تغییر کرد.

                یکی گنده پیری شد اندر کمند                 پر از رنگ و نیرنگ و بند و کمند

رستم که چنین دید، جادوگر را از میان به دو نیم کرد و خان چهارم را نیز به سلامت پشت سر گذاشت.

برگی از شاهنامه

داستان هفت خان رستم - خان اول و دوم


رستم به دستور پدر از نیمروز که نام دیگر سیستان است راهی مازندران شد تا کاوس و سپاهیان او را از چنگ دیو سپید رها کند. برای رسیدن به مازندران باید از هفت خان یا منزل عبور می‌کرد. او شب و روز راه می‌پیمود تا زودتر به مقصد برسد.


اولین خان، گذر از بیشه شیر است. در گذر از این منزل رستم نقش زیادی ندارد بلکه این اسب رستم یعنی رخش است که شیر را می‌کشد و کمک می‌کند که هر دو از این منزل به سلامت عبور کنند.

           سوی رخش رخشان بیامد دمان                 چو آتش بجوشید رخش آن زمان
           دو دست اندرآورد و زد بر سرش                  همان تیز دندان به پشت اندرش
           همی زدش بر خاک تا پاره کرد                   ددی را بدان چاره بیچاره کرد

رستم وقتی از خواب برخاست، دید که شیری مرده بر خاک افتاده است، شروع کرد به سرزنش رخش که چه کسی به تو گفت که به تنهایی با شیر پیکار کنی، اگر اتفاقی برایت می‌افتاد، من چه باید می‌کردم و چگونه خود را به مازندران می‌رساندم؟

خان دوم عبور از تشنگی است. رستم و رخش به راهی می‌رسند که از شدت گرما و تشنگی در حال جان دادن بودند؛ اما ناگهان غُرمی (میش کوهی) را می‌بینند و آن میش آنها را به سوی چشمه آب راهنمایی می‌کند.

         همانگه یکی غُرم فربی سرین                               بپیمود پیش سپهبد زمین
         همانا که بخشایش کردگار                                   فراز آمدست اندر این روزگار

تهمتن و رخش به چشمه آب رسیدند و پس از سپاس خداوند و آفرین میش آب نوشیدند.

        زبانش چو پردخته شد زآفرین                              ز رخش تگاور جدا کرد زین
        همه تن بشستش بدان آب پاک                             به کردار خورشید شد تابناک
        چو سیراب شد، ساز نخچیر کرد                           کمان دید و ترکش پر از تیر کرد

رستم بعد از نوشیدن آب و شکار، خوابید و رخش را اندرز داد که به تنهایی با کسی نبرد مکن و خود را به خطر مینداز.

به این ترتیب رستم و رخش از خان اول و دوم به سلامت عبور کردند.

میدان ونک در سال ۱۳۵۰


عيد سعيد فطر مبارک باد


داستان های مثنوی این داستان(نزاع چهار نفر بر سر انگور )

چهار نفر, با هم دوست بودند, عرب, ترك, رومي و ايراني, مردي به آنها يك دينار پول داد. ايراني گفت: «انگور» بخريم و بخوريم. عرب گفت: نه! من «عنب» مي‌خواهم, ترك گفت: بهتر است «اُزوُم» بخريم. رومي گفت: دعوا نكنيد! استافيل مي‌خريم, آنها به توافق نرسيدند. هر چند همة آنها يك ميوه، يعني انگور مي‌خواستند. از ناداني مشت بر هم مي‌زدند. زيرا راز و معناي نام‌ها را نمي‌دانستند. هر كدام به زبان خود انگور مي‌خواست. اگر يك مرد داناي زبان‌دان آنجا بود, آنها را آشتي مي‌داد و مي‌گفت من با اين يك دينار خواستة همه ي شما را مي‌خرم، يك دينار هر چهار خواستة شما را بر آورده مي‌كند. شما دل به من بسپاريد، خاموش باشيد. سخن شما موجب نزاع و دعوا است، چون معناي نام‌ها را مي‌دانم اختلاف شماها در نام است و در صورت, معنا و حقيقت يك چيز است.

پلی در ارتفاع 700 متری فقط با یک ستون!

جام نیوز - پل آسمان در شهر لنکاوی مالزی واقع شده است. علت نامگذاری آن به این اسم ارتفاع زیاد آن و نزدیک بودن به آسمان بیان شده است.

این پل در ارتفاع 700 متری از سطح زمین به طول 125 متر و عرض 1.8 متر ساخته شده است.

نکته جالب توجه اینجاست که در ساخت این پل تنها از یک ستون استفاده شده است.

پل آسمان مشرف به دریای آندامان، جنگل های سبز و جزایر زیباست و با عبور از روی آن می توانید هیجان بودن در ارتفاع را تجربه کنید.


شهادت حضرت علي (ع) بر شيعيان آن امام همام تسليت باد


   

     

مشاهده اثر برف روی دره های مریخ

به گزارش خبرگزاری مهر، پژوهشگران دانشگاه براون اعلام کردند روان آب ناشی از بارش کوهستانی، ظاهرا شبکه های دره ای را شکل داده که شاخه هایی در سراسر مریخ دارند.

این یافته های جدید متقاعد کننده ترین شواهدی هستند که تا کنون از تاثیر کوهستان روی سیاره مریخ به دست آمده و می تواند چشم انداز جدیدی را در مورد اقلیم و اتمسفر اولیه سیاره سرخ ارائه کند.

دانشمندان با استفاده از شبیه سازی های رایانه ای دریافته اند احتمالا بارش در بالای متراکم ترین شبکه های دره ای در سنگین ترین وضعیت بوده است.

                             

کت اسکانلون دانشجوی علوم زمین شناسی و مجری این تحقیقات گفت: رصدهای فضاپیمای اودیسه نشان می دهد تراکم زهکشی آنها از آنچه که از واکنش پیچیده بارش به موقعیت طبیعی انتظار می رود، متفاوت است.

وی افزود: آنچه که به سرعت به ذهن می آید تلاش برای دانستن این مساله است که آیا این دره ها روی مریخ به بارش مرتبط هستند یا خیر و ما توانستیم این امر را به شکل بسیار قاطعی تایید کنیم.

وجود شاخه های شبکه دره ای در سطح ماه، تایید می کند آب زمانی بر روی مریخ جریان داشته است. اما اینکه این آب باستانی از کجا می آمده آیا از اعماق می جوشیده تا به شکل باران و برف از آسمان می باریده، هنوز ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است.

این پژوهشگران می گویند این تحقیقات حاکی از آن است که اثر بارش بر روی این دره ها به این معنای آن است که این یافته ها می تواند چشم انداز مهمی را در مورد اقلیم مریخ در میلیاردها سال پیش فراهم کند.

نتایج این تحقیقات در نشریه  Geophysical Research Letters منتشر شده است.